مثل زخمی شعله ور با یاد زهرا در غروب 
ارغوانی می شود پهلوی دریا در غروب 

دسته دسته از شقاوت دشنه می بارند و من 
می نشینم، می شمارم زخمها را در غروب 

ابرها اندوه را تا بی نهایت می برند 
مثل آهی خسته از یک مرد تنها، در غروب 

همنوا با اشک جاری از نگاه نخلها 
آسمان هم می کند آهنگ دریا در غروب 

ای کمال آفتاب، ای قبله گاه آسمان! 
کی به پایان می رسد این شام؟ آیا در غروب 

گر بنوشد آسمان از آفتاب چشم تو 
می توان از نو طلوعی کرد، حتی در غروب 

سید اکبر میرجعفری



دسته ها :
جمعه بیست و هشتم 1 1394
X